رویا چیست؟ (2)

کودکان اول از همه خودشان را دوست دارند و تنها بعدهاست که می آموزند دیگران را دوست بدارند و چیزی از " من" خودشان را برای دیگران ایثار کنند. حتی کسانی که به نظر می رسد کودک، آنها را از آغاز دوست دارد، در وهله ی اول به دلیل آن که بدان ها نیاز دارد و نمی تواند بدون آنها سر کند، توسط او دوست داشته می شوند - یعنی انگیزه های خودمدارانه. تنها بعدهاست که تکانه ی عشق خود را از من مداری مستقل می کند. به معنای واقعی، کلمه صحیح است که بگوییم: من مداری او عشق ورزیدن را به او یاد داده است.

اما صادقانه بگویم، اگر کسی در ورای خوابش به آرزوی مرگ برادر یا خواهر یا والدینش برسد، به ندرت باید آن را گیج کننده تلقی کند و می تواند رد آن را بی هیچ مشکلی تا الگوی نخستینش در ابتدای کودکی و حتی اغلب تا سالیان بعدی ِ همراه با انس و الفت، پیدا کند.

اما ما فقدان علاقه بین والدین وبچه ها را از فقدان علاقه بین خواهرها و برادرها بسیار زننده تر می یابیم. اما انگیزه های این خصومت عمومأ شناخته شده اند و تمایل آنها این است که بین افراد هم جنس - دختر از مادر و پسر از پدر - فاصله بیندازد. دختر در مادرش اقتداری را می بیند که اراده ی او را محدود می کند و وظیفه ی صرف نظر کردن از آزادی جنسی را که مطلوب جامعه است بر دختر تحمیل می کند؛ در تعدادی از موارد حتی مادر را رقیبی می یابد که در برابر از میدان به در شدن تلاش می کند. همین قضیه بین پدر و پسرش به نحو درخشنده تری تکرار می شود. به چشم پسر، پدر تجسم تمام محدودیت های اجتماعی است که او با بی میلی تحمل می کند، پدر پسر را، از این که اراده اش را اجرا کند، از این که به لذت جنسی زودهنگام برسد باز می دارد و وقتی دارایی مشترکی در خانواده وجود داشته باشد، از اینکه از آنها استفاده ببرد جلوگیری می کند. به نظر می رسد ارتباط بین پدر و دختر یا مادر و پسر را کمتر خطری تهدید می کند. این ارتباط مادر و پسر خالص ترین مثال برای عواطف ماندگار است، که از ملاحظات خودمدارانه خللی نمی پذیرد.

آنچه در ذهن دارم رقابت در عشق است،  و می خواهم تأکید روشنی بر جنسیت شخص بکنم. پسر وقتی هنوز خردسال است، از قبل، شروع به ایجاد یک دلبستگی به مادرش کرده است، که او را متعلق به خود تلقی می کند؛ او کم کم حس می کند پدرش رقیبی است که می خواهد با مالکیت انحصاری او بستیزد. به همین ترتیب دختر کوچک به مادرش به عنوان کسی که در رابطه ی عاطفی او با پدرش مداخله می کند و موقعیتی دارد که دختر خودش خیلی خوب می تواند پر کند، نگاه می کند. مشاهدات به ما نشان می دهند که این رفتارها به کدام یک از سالهای آغازین عمر بر می گرند. به اینها " عقده ی اودیپ " می گوییم چرا که اسطوره ی اودیپ فقط با مختصری تعدیل، دو آرزوی غایی را که از موقعیت پسر بر می خیزند محقق می کند - پدرش را بکشد و مادرش را به زنی بگیرد. دلم نمی خواهد بگویم عقده اودیپ تمام رابطه ای را که فرزندان با والدین شان دارند، دربر می گیرد؛ این رابطه به آسانی می تواند پیچیده تر باشد.

بنابراین نیازی به تعجب نیست اگر رویاهای بسیاری از مردم، آرزوی آنها را برای خلاصی از والدین شان و خصوصا از والد هم جنس آشکار می کنند. و دلیل آن، این است که عمیق ترین و ثابت ترین انگیزه برای قهر و سردی، خصوصأ بین دو نفر که از یک جنس باشند، قبلا در ابتدای کودکی تجره شده است.

 

.

« رویاها - زیگموند فروید »

 

پ.ن: تقدیم به همه کسانی که با رویاهاشون زندگی می کنند، به رویاها اهمیت می دهند، با رویاها می خندند، می ترسند، اشک می ریزند و افسوس می خورند.

تقدیم به همه کسانی که « رویا چیست » را سرچ می کنند و رویاها براشون علامت سوال بزرگی ست کنار بقیه ی مسایل پیچیده ی زندگی. 

/ 5 نظر / 29 بازدید
.

به تازگی رویاهام عجیب و خطرناکتر شده . .... ...

ارماییل

قابل درکه عجیبه چون همیشه رابطه ی بین مادر و پسر رو خیلی دوست داشتم. به نظرم خیلی پایدار و عمیقه :)

نارسیس

سلام من وبلاگی حاوی کتاب ها و داستان های صوتی دارم که خودم آن ها اجرا کرده ام با احترام شما را به تبادل دعوت می کنم .[گل]

فربد

sallam حکایت جالبی بود متشکرم