تماشاچی های محکوم به اعدام

دلم داره می لرزه ... هر چقدر سعی می کنم اخبار رو دنبال نکنم نمیشه ... هی تالاپ تولوپ می کنه دلم و توی جای خودش بند نمیشه ... همه چیز به یک مو بنده ...

 

23، 24 سال پیش نسل ما چی می فهمید که این آژیر مفهومش برای پدر و مادرهای ما چیه ... چی می فهمیدیم که قحطی شده و هیچی گیر نمیاد ... از بی خانمانی و فرار و ترس اصلا چیزی می فهمیدیم ... از مرگ، قتل عام، تجاوز، کشتار چی؟  ... چیزی می فهمیدیم ... حجله های جوانها اصلا برامون مفهومی داشت ... الان چی؟

 

الان هممون بزرگ شدیم ... خیلی هامون بچه داریم ... و حالا شاید ، باید همون اتفاق رو تو بزرگسالی تجربه کنیم ... اما این بار می دونیم مرگ، از دست دادن عزیز، خون و خونریزی چه مفهومی داره ... الان دیگه بزرگ شدیم ... همه مفهوم ها که یه زمانی درکشون نمی کردیم، برامون معنا پیدا کرده ... الان دیگه می فهمیم چی داره میشه!

 

آخ آخ ... کاش برای هر جنایتی قانونی بود ... اما برای بعضی از جنایت ها قانونی وضع نشده ... 


 

* عنوان نام نمایشنامه ای ست از "ماتئی ویسنی یک"

 

/ 4 نظر / 14 بازدید
طراحی سایت

دوست عزیز وبلاگ بسیار عالی شما را دیدم. مطالب بسیار عالی بود. در صورتی که نیاز داشتید که وبلاگ خود را به سایت تبدیل نمایید با ما تماس بکیرید تا ما هاستینگ رایگان برای این کار در اختیار شما بگذارم. باز هم مطالب عالی بود. موفق باشید. از طریق ایمیل با ما تماس بگیرید.

ارماییل

حق باتوست افسانه ی عزیز ... اون موقع برامون بیشتر ماجراجویی بود... بچه های مناطق جنگ زده بودند که معنای واقعی جنگ و آوارگی و از دست دادن رو میفهمیدند.. حالا مفهوم ما از خانه .شهر و کشور بزرگ شده و این دردناکی رو برامون بیشتر میکنه....

.

ج.ن.گ ج.ن.گ تا پیروزی . .... ... چرا کسی نپرسید چرا ؟؟؟؟