بدون شرح!

نشسته گوشه ی خیابون ... کارت شناساییش رو گذاشته جلوش ... روی یه تیکه کاغذ هم نوشته: « جان  باز» هستم، لطفا به من کمک کنید!

حالا کجا؟

درست روبروی بنیاد "ای ثار گران " و " جان بازان "!

 

 

یک ساعت بعد که دارم برمی گردم می بینم که "برادران" دورش حلقه زدن ... می خوان به زور ببرنش  ... که چرا نشستی اینجا گدایی می کنی؟ 

/ 6 نظر / 12 بازدید
میو

کاش خوشحال بودم. تو خوبی؟

بشر

خب این نشانه اعتراضه!!!!!!!!!!!1

مهتا

بدبختی که یکی دو تا نیست ..

پاندول

برادران حتما باید رسوا بشن (که وظیفه خودشونو انجام نمیدن) تا بخوان به شرح وظایفشون عمل کنن

افسانه

جان باز!

.

زمانی که جهاد تکلیف شد , یک سری فرشته برای نجات ما خودشون رو مکلف دونستن . اما یک سری اهریمن تکلیف فرشته هامون رو خط زدن و آخر سال به خودشون نمره قبولی دادن ... حالا بچه ها که می خوان تو شهریور حقشون رو بگیرن به اهریمن ها فشار میاد , فعل زیر را صرف می کنند : من برج می سازم ... تو برج می سازی ... او گدایی می کند