من و من

خوب ... این دفعه ی اول بود. به نظرم برای بار اول، برای کسی که جنگ را، اونم به شکل رو در رو، تجربه نکرده، اتفاقا قدم خیلی بزرگی بود که تونستی حریفت را مجبور به عقب نشینی کنی ... دفعه ی بعدی، می تونی مطمئن باشی که حتما شکستش میدی و توی این جنگ پیروز میشی.

می دونی ... اصلا همین که الان نشستی و داری اینها رو می نویسی، با وجود اینکه می دونی حریفت یه جایی همین دور و برها کمین کرده، خودش یه جور موفقیته ... نشونه ی اینه که قوی شدی ... می تونی بر ترست غلبه کنی و از همه مهمتر فرار نکنی!

آفرین ... تو، توی اولین امتحانت، برای حفظ آرامش و صبرت موفق شدی! معلومه که از این به بعد می تونی این ترس را که همیشه و همیشه میخکوبت می کرد و ضربان قلبت را چند برابر ... کم کم فراموش کنی ...

یادت باشه همیشه ... دنیا ... برای آدم ضعیف ها ، هیچ وقت هیچ وقت جایی نداشته ... باید قوی بود ، خیلی قوی ... فقط اینجوریه که آدم زنده می مونه.

 

پ.ن: گاهی وقتها آدم باید « شوالیه مارمولک کش » خودش باشه ... آخه گاهی وقتها آدم تنها خودشه و خودش ...

/ 6 نظر / 18 بازدید
افسانه

غلبه به احساس درونی مثل خشم و پیدا کردن آرامش تو شرایط خاص خیلی کار سختیه...

دالکاف

منم یک سایه ی اصیل بدون آفتاب...! درود... دوست گرامی به دنیای من دعوتید.

شوالیه مارمولک کش چه تشبیه فوق العاده ایه. فانتزی و حقیقت : اسم شخصیت ِ داستانی است؟

ارماییل

ببخشید من یادم رفت اسم بگذارم.

ارماییل

چه ذهن فانتزی زیبایی !این یعنی به روزمرگی ها و تکرار ها نه گفتن. مرسی مرسی . مطمئنم خیلی کیف میکنه :)

.

دیگه حتی به درد مارمولک کشی هم نمی خورم[دلشکسته]