گفته ها و نا گفته ها

گاهی انگیزه ی نوشتن این است که چیزی را بگویی که تازگی دارد اما به هزار دلیل ناگفته می ماند. و گاهی انگیزه ی یک زندگی تمام، می شود یافتن فرصتی در بخش کوچکی از این زندگی، برای گفتن چیزهایی که "همواره " ناگفته مانده اند. شخص زندگی اش را در حسرت این لحظه تا به آخر می رود.

ناگفته ها لزوما از نامجاز بودن حرف زدن تولید نمی شوند. جفت نشدن گوینده و شنونده ناگفته تولید می کند.  گوینده و شنونده از یک جنس نیستند، به خصوص هنگامیکه موضوع صحبت چیزی است که بین گوینده و شنونده مشترک نیست، و به ویژه هنگامیکه این چیز امری است که سخن گفتن از آن نامطلوب است. و تمامی اینها در یک کلمه جمع می شود: " درد". 

در جهان هرگز به اندازه ی کافی، به صورت شیوایی برای آنهایی که باید بشنوند از " درد" گفته نشده است. همیشه با آن کسی از درد سخن گفته می شود که نیازی ندارد بشنود، که آسوده تر می بود اگر نمی شنید. بخش بزرگی از رنج در جهان را عدم گفتگو درباره ی درد تولید می کند. می شود پرسید: " درد داری؟ " اما نمی شود دانست " چه گونه دردی!" 

رنج، دردی است که از آن صحبت نمی شود.

 

.

" باوند بهپور "

پ.ن:  می دونم باید در موردش حرف بزنم. تا همین الان هم، تا الان که به این سن و سال رسیدم، خیلی حرف ها مونده روی دلم که نزدم ... دارم خودم رو تغییر میدم و نمی ذارم حرفها بمونه رو دلم که بعدها بزرگ بشه و بعدترها تبدیل بشه به رنج ... به دردی که دیگه هیچوقت ازش صحبت نمیشه چون دچار قانون گذشت زمان شده.

می دونم باید حرف بزنم. و حرف می زنم. فقط کمی وقت لازم داره. همین.

/ 3 نظر / 20 بازدید
.

با کی ؟؟؟ چی بگی ؟؟؟

ارماییل

ما همه مون پریم از حرفهای گفته و نگفته . گاهی وقتها انرژی ای که بابت فکر کردن به نا گفته ها مون مصرف میکنیم خیلی بیشتر از گفتنشون هست.