سررسید 91

هر سال اسفند که از راه می رسه من سرم شلوغ تر از سال قبل هم میشه حتی ... تند و تند باید دور خودم بگردم تا به همه کارام برسم ... حالا نه لزوما خیلی کار ... آدم ذهنش که درگیر باشه، خودش میشه کلی کار ... اینجوریه که هی دور خودم می چرخم و می چرخم و وقت می گذره و می گذره و تموم میشه ... و سال جدید از راه می رسه ...

 

از این آدمهایی نیستم که فکر می کنند واااای الان سال جدید که بیاد چنین و چنان ... می دونم نوروز یعنی روز از نو و روزی از نو ... می دونم روزها بهونه هستن و فرق چندانی در احوالات عالم حاصل نمیشه ... همچین هم، مثل خیلی ها دنبال متحول کردن خودم و دنیای اطرافم نیستم ... چون می دونم که عملی نمیشه ... هرگز!  ... ولی هر سال تنها و تنها یدونه جمع بندی می کنم از اون سال ... و اون هم آزاردهنده ترین بُعد شخصیتیمه ( شاید تنها برای خودم) که از اون ته توها بیرون می کشمش و تبدیلش می کنم به یک جمله که اول سر رسید سال جدید نوشته میشه و تا آخر سال باید کمرنگ بشه!

 

بیشتر از ده سال هستش که من هر سال این کار رو انجام میدم و خیلی خیلی موفق بودم. امسال دلم خواست اینجا هم بنویسم که قراره توی سال جدید " هر مساله ی کوچیکی رو بزرگ نکنم برای خودم و آروم و آهسته از کنارش بگذرم به جای خودخوری کردن و حرص الکی( واقعا الکی) خوردن " ... قراره امسال آروم بودن رو تمرین کنم، آرومتر بودن از این چیزی که هستم.

/ 7 نظر / 5 بازدید
یداله

بهار ثانیه ثانیه می اید و اینجا کسی هست که به اندازه تمام شکوفه های بهاری برایت ارزوهای خوب دارد بهارتان پیشاپیش مبارک اگه دوس داشتی یه سر بهم بزن ونظرتو بگو موفق باشی[گل]

بهاره

افسانه جانم رسیدن سال نو رو بهت تبریک میگم دوستم و بهترینها رو برات آرزو میکنم و امیدوارم همونطور که خودت خواستی سال جدید سال آرامی باشه برات و پر از احساسات خوب[ماچ][گل]

افسانه

سال نو مبارک افسانه جان امیدوارم ما هم بتونیم مثل تو تصمیم بگیریم که هر مساله کوچیکی رو بزرگ نکنیم... هر چند واقعا کار سختیه... حداقل واسه یکی مثل من [گریه]

مهسا

سلام سال تقريبا نو مبارك... چه كار جالبي رهرو آن است كه آهسته و پيوسته رود[لبخند][گل]

.

کاش می شد کمتر و کمتر حرص خورد